♣ دل
خروش موج با من می کند نجوا …
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت…
ولی آن دل که بر دریا زنم نیست …
خروش موج با من می کند نجوا …
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت…
ولی آن دل که بر دریا زنم نیست …
خیلی روزها دلم با تو نیست
آن باقی روز ها را نیز با تو نیست
ولی قلبم همیشه با توست
از همان اول می دانستی دلم پیش توست و ناز می کردی
از همان اول می دانستم دلت پیش من است و ناز میکنی
….
من فقط برای سایه خودم می نویسم
که جلوی چراغ به دیوار افتاده است
باید خودم را بهش معرفی کنم ..
تو از رفتن بگو
اما من می مانم
ولی نه بدونِ تو !
پ.ن : ضد و نقیض نیست احساسم را نمی فهمی !