سلام دوستان
سلام دوستان
امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشین . دلم تنگ شده بود حسابی
یه مدتی که نمی نوشتم انگار یه چیزی گم کردم به هر حال پیش اومد به
لطف دوستان و توبه شکستم …. بگذریم که مقدمه طولانی شد
به عنوان شروع دوباره یه غزل براتون نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد :
سلام اول نامه ، طلوع ، صبح ، نگاه
وپرسش تو ز حال غزال خسته ز راه
عزیز من چه بگویم که حال ما خوبست
درست مثل همیشه ، جواب با یک آه
خدای شکر می گذرد زندگی بی آسیبی
که بر ستاره ای بزنیم و کشیم پرده به ماه
خبر همانکه هم اکنون به ظلمت افتادیم
که ما گمیم، بی دلیل خنده خنده به چاه
و باد بوی لطافت و اسم آن یاران
می آورد به مشامم شبانه گاه به گاه
همان کسان مسافر که رفته اند که تا
ز آسمان و شقایق خبر دهند ، پگاه
گذار آخر نامه بگویم از تو به تو
ببخش خوبی حالم دروغ بود و گناه
چنان ببوسمت از پشت صفحه ی کاغذ
که بی درنگ بخوانی لب از ورای نگاه……
