آرشیو برای ماه : مرداد, ۱۳۸۴

زندگی

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

 

If you live to be a hundred,
I want to live to be
a hundred minus one day,
so I never have to live
without you.
- Winnie the Pooh

اگر می خوای صد سال زندگی کنی

من می خوام یه روز کمتر از صد سال زندگی کنم

چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.

امید

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

واعظ

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

گویند,واعظی بر منبر گفت..مردانی که از زنان خود راضی اند بنشینند ودیگران برخیزند. همه بر خواستند جز یک تن که همچنان نشسته بود.واعظ گفت ..تو از زن خویش خرسندی؟ گفت من هم زنم پایم را شکسته,نمیتوانم بر خیزم.


 شخصی با دوست گفت پنجاه من گندم داشتم,تا مرا خبر شد موشان تمام خورده بودند. او گفت من نیز پنجاه من گندم داشتم ,تا موشان را خبر شد من تمام خورده بودم.


 شخصی از طفلی سوال کرد,که اگر گفتی خدا کجاست؟یک اشرفی بتو خواهم داد. ان طفل در جواب گفت..اگر گفتی که خدا گجا نیست دو اشرفی بتو خواهم داد.(چقدر بده ادم اینطوری کنف بشه)

 


شخصی از نابیایی پرسید که حق تعالی چیزی را بی فایده و عبث نیافریده, از نابینایی تو چه متصور است؟ اینکه صورت چون تویی را ندیدن.