آرشیو برای ماه : آذر, ۱۳۸۵

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

 

 

  • به بچه گانه  قماری ، من و تو باخته ایم

دل تنگی

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

دلم تنگ است از این روزهای بی امید

از این شب گردیهای خسته و ما یوس

ا ز  ا ین  تکر ا ر  بی  هو د ه دلم تنگه

همیشه یک غم و یک درد یک کابوس

د لم  خو ش  نیست  غم  گینم

 ا ز  ا ین  تکر ا ر  بی  ر و یا و بی لبخند

چه تنهایی  غمگینی که غیر از من همه

 خوش بخت و عا شق عاشق و خرسند

می خوام گریه کنم چشمام دیگه مثل کویر خشکیدن می خوام داد بزنم گلوم همچون کوس تا ابد

 خاموشه می خوام بهش بگم دوستت دارم اما از غرورش می ترسم می خوام فراموش کنم اما 

اون اسم زیبا تا ابد روی ذهن و خاطر من حک شده می خوام ققنوس وار  زندگی رو به آتیش 

بکشم اما آتش هم از درد من آتش می گیره خدایا تو بگو چگونه طعم آزادی رو بچشم؟!