آرشیو برای ماه : اسفند, ۱۳۸۵

گناه نابخشوده

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

دیگر تمام شد
تو هی حالا بخند
هی بلند بلند
خنده اگر در چشم هایت نبود که عاشقت نمی شدم
از من انتقام کدام گناه نابخشوده را می گیری؟
که قلبم را خوراک کرکسان کرده ای
کر! کسان
تنها تو بودی که
تنها تو بودی که
دیدی
شنیدی
مرا
یادم رفت بگویم
چشم هایت را چه قدر دوست دارم
حافظ خدای من که نبود
حافظ تو باشد .

نابخشوده

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

 

من نابخشوده هستم

نه چیزی برای باختن دارم و نه چیزی برای بردن

 فقط زندگی است آن هم آرام . آرام

 حتی درپی کشف جهان هم نیستم همین بس که در کشف خودم هم مانده ام

 خودم را تنها به عنوان موجودی دو پا قبول دارم

 من هم یک انسان هستم مانند خودتان

 حرف میزنم . راه میروم . گریه میکنم . میخندم . ….

 تنها نیم نگاهی به درون خود کردم و خود را در میان انبوهی از آدمیان کوچک یافتم

 لطفا نعمت زنده بودن را از من نگیرید

 بگذارید من هم نفس بکشم

 نترسید هوا برای شما کم نمی آید

 چون من آرام نفس میکشم . آرام …..

 

 

                   تنهایی

محتاج عشق

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

کسی که محتاج عشق است دردنیای تنهایی با محرومیت می سوزد وجزخدا کسی نمی تواند

انیس شبهای تار او باشد وجز ستارگان اشکهای او را پاک نخواهد کرد وجز کوههای بلند

رازو نیاز او را نخواهد شنیدو جز مرغ سحر ناله صبحگاه او را حس نخواهد کرد.

عشق است که روح مرا به تموج وا می داردوقلب مرا به جوش می آورد.استعدادهای نهفته

مراظاهر می کند ومرا از خودخواهی وخود بینی می راند.دنیای دیگری حس می کنم ودر

عالم وجود محو می شوم.

احساس لطیف،قلبی حساس ودیده ای زیبا بین پیدا می کنم.لرزش یک برگ ، نور یک ستاره

دور،موریانه کوچک،نسیم ملایم سحر،موج دریا و غروب آفتاب،همه روح مرا می ربایند

وازاین عالم مرابه دنیای دیگری می برند.اینها همه و همه از تجلیات عشق است.

ولنتاین !!

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده


و عشق عبارتست از محبتی که از حد گذشته باشد و عشق با یافتن مراد بماند و شوق نماند پس هر

مشتاقی به ضرورت چیزی یافته است چیزی نایافته که اگر از جمال معشوق هم یافته بودی آرزوش

نماندی و اگر هیچ نیافته بودی و ادراک نکرده هم آرزوش متصور نشدی! پس هر مشتاقی یابنده و نایابنده

باشد. و در شوق نقصی است زیرا که نایافتن در وی ضروریست.

                                                                 “شیخ شهاب الدین سهروردی”

آنگاه که

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

 

آنگاه که

ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس میکنی..

به خاطر بیاور که زیبایی شهابها از شکستن قلب ستارگان است.

 

 

سوتک

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

نمی دانم پس از مردن چه خواهم شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر

 از خاک اندامم چه خواهد ساخت.

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من

سکوت مرگبارم را.

                                    «دکتر شریعتی»