آرشیو برای ماه : آبان, ۱۳۸۶

کادوی تولد

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

امروزسورپرایز شدم
کاملا غیر منتظره بود …..

یه روز غیر تکراری و البته تکرار نشدنی !

چرا ؟ چون
امروز
برای اولین بار
در عمرم کادوی
تولد
گرفتم !

آره
برای اولین بار
بعد ازبیست و چهار سال !..
..


 

پ.ن : ازت ممنونم گلم که به یادم بودی
… راضی به زحمت نبودم ..

پ.ن
: دارم برات

! میدونی انتقامم سخته …

پ.ن
:
درخشان شدن سخت نیست
..
وقتی آدم مثل تو ستاره باشد تاریک شدن
سنگین است…

۴ آبان – ۲۵ October

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

شاید … یه تولد

رویای
من 

همین چند کلمه
زیستن بود…

وقتی از زبان
زمان …

بر دفتر زندگی
جاری شدم…

وآنگاه که کودکی
در من بزرگ میشد…

در یافتم که …

زمانه
برای راهم …

چراغ
نمیشود..
 


پی نوشت : تولدم مبارک !

?

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

همیشه وقتی آدم میخواهد
یک کاری را شروع کند نباید

از خودش بپرسد که آخرش
چی…

 آخر همه کارهای
دنیا مزخرف است

 آدم را
از
زنده بودن ناامید
میکند…

بازی

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده
وقتی که
بازی
به ‌
پایان
می‌رسد،

 شاه
و
سربازان
دوباره داخل
یک جعبه
قرار می‌گیرند…

اخراج

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

کلاس همه که یکی نمیتونه
باشه ! بعضییا اولن ٬ بعضییا دوم و …

من
شاگرد تنبلی هستم که در راهروی کلاسها ٬

شادمانم

و بدنبال
کلاس
اخراج
از این
گردونه
میگردم . . .