آرشیو برای ماه : بهمن, ۱۳۸۶

اگر…

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

اگر همه چون تو بودند

چه زیبا بود زندگی …

 

..!

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

..!

 

عاقبت باید جدا شد روزی از

زندان دنیا

. ! . ! .

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

سلام ای غروب غریبانه ی دل …
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن …
سلام ای غم لحظه های جدایی …


اگر شب نشینم …

اگر شب شکسته …

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به مینای مهتاب …
تو را می سپارم به دامان دریا …
تو را می سپارم به دست خداوند …
تو را می سپارم به رویای فردا …
به شب می سپارم تو را تا نسوزد …
به دل می سپارم تو را تا نمیرد …
اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد …
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم …

خداحافظ ای شعر شبهای روشن …

خداحافظ ای قصه عاشقانه …


خداحافظ ای آبی روشنه عشق …


خداحافظ ای عطر شعر شبانه …


خداحافظ ای برگ و بار دل من …


خداحافظ ای سازگار همیشه …


خداحافظ ای همنشین همیشه …


خداحافظ ای داغ دل بر دل نشسته …

خداحافظ ای نوبهار همیشه ……


نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

 

تمام ستاره های شب با من است

شب دارد

التماس می کند من را

برای ستاره ای…