آرشیو برای ماه : خرداد, ۱۳۸۷

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

 

اگر یادتان بود

         و

          باران گرفت….

دعایی به حال بیابان کنید.

 

موج

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

رفتنت موج غریبی ست که دل می شکند 

.؟.؟.؟.

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

برای خریدن عشق هر کس هر چیز داشت آورد .
دیوانه هیچ نداشت و گریست (گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید)
اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است و قیمت اشک عشق

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

 

به دریا رفته می داند….

مصیبت های طوفان را…..

 

!

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

 

هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم ؟
زان که بر این پرده ی تاریک این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم
!


 

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده
…دلم برای غزلهای چشم تو تنگ است
 بیا که لذت یک شعر ناب میخواهم

من از سیاهی شبهای شوم بیزارم
 و در “نهایت شب” آفتاب میخواهم…