اگر یادتان بود
و
باران گرفت….
دعایی به حال بیابان کنید.
۲ نظر در قسمت
دستهبندی نشده
برای خریدن عشق هر کس هر چیز داشت آورد .
دیوانه هیچ نداشت و گریست (گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید)
اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است و قیمت اشک عشق …
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم ؟
زان که بر این پرده ی تاریک این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم !
من از سیاهی شبهای شوم بیزارم
و در “نهایت شب” آفتاب میخواهم…