آب ….
رفته بودم سر حوض،
تا ببینم عکس تنهایی خود را در آب ،
آب در حوض نبود!
ماهیان میگفتند:((هیچ تقصیر درختان نیست.))
تو اگر در تپش باغ ،
خدا را دیدی ،
همتی کن و بگو
(( ماهی ها ، حوضشان بی آب است.))
رفته بودم سر حوض،
تا ببینم عکس تنهایی خود را در آب ،
آب در حوض نبود!
ماهیان میگفتند:((هیچ تقصیر درختان نیست.))
تو اگر در تپش باغ ،
خدا را دیدی ،
همتی کن و بگو
(( ماهی ها ، حوضشان بی آب است.))
برای کشتن پرنده
یک قیچی به اندازه ی پهنای پرهایش
نه اینکه در قلبش فرو کنی آن را
یا که گلویش را بشکافی
.
.
.
پرهایش را بزن
.
.
خاطره ی پرواز کاری خواهد کرد
که به اعماق پرتاب کند خود را……
پس باید می رفت و رفت .
وقتی که قصه گوی شاهنامه رفت ،
هنگامی که نی مولانا بر روی طاقچه ی خانقاه ، جا ماند
هنگامی که حافظ مست کرد و
سعدی غرق در حکمت شد ،
باید می رفت و رفت
در شب سه و هفت آن ،
در سالگرد و دهه و قرن آن ،
از نفرت می گوییم
که ارمغان روزگار است به طبیعت
از خشکی روح که در زیر نور گرم سرنوشت ماسید .از حقایق باید نوشت …
به خواب و لذت و شهوت گذاشتند حیات
کنون که زیر زمین خفتهاند بیدارند
که التفات کند عذر کاین زمان گویند
کجا به خوشه رسد تخم کاین زمان کارند
هزار جان گرامی فدای اهل نظر
که مال منصب دنیا به هیچ نشمارند
طمع مدار ز دنیا سر هوا و هوس
که پر شود مگرش خاک بر سر انبارند
قلبم زیاد استاندارد نیست …
رنج سالها فرسوده اش کرده …
لطفا فشار زیادی نیاورید …
شاید بد بودن حالم و سردردم
دلیلش همین قلب باشد …
باید قبل از سرد شدن کینه ها انتقام گرفت
کینه های سرد شده فقط عذاب می دهند
اما کینه های داغ شجاعت آدم را بیشتر می کنند …