آرشیو برای ماه : بهمن, ۱۳۸۷

تو

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده


عجب از آن دل خونی که “تو” را دار کشید!

دار، ماتم زده از پستی ایام، گریست!

دکتر علی شریعتی

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده
هر کسی دوتاست
و خدا یکی بود
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور
اما کسی نداشت
و خدا آفریدگار بود
و چگونه می توانست نیافریند
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود
و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود
و عدم گوش نداشت
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم
و حرفهایی است برای نگفتن
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت
درونش از آنها سرشار بود
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم
جز خدا هیچ نبود
در نبودن ، نتوانستن بود
با نبودن نتوان بودن
و خدا تنها بود
هر کسی گمشده ای دارد
و خدا گمشده ای داشت…

زندگی ..

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده
زندگی این قدر بی‌انصاف است که
گاها از یک نقطه ضعف
به دامت می‌اندازد
در ضعیفترین موقعیت
بدون اینکه حس کنی
از ته دلت زخم می زند
اگر دست و پایت هم بسته باشد
در سرت طوفانها هم بوزد
در مقابل تمامی قدرتها ایستاده باشی هم
تو را به عشقی بی‌رحم دچار می کند

مرا چون آسمان حالیست

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

مرا چون آسمان حالیست

گهی پر ابر و بارانی …

گهی شاداب و گرمی بخش …

گهی پاییزی و غمگین …

گهی آبی و آرامم ……