آرشیو برای ماه : اسفند, ۱۳۸۷

زمزمه نعنایی

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده


کف دستهام را میگذارم دو طرف کمرش که ببینم انگشتهام به هم میرسند یا نه . وقتی نمیرسند آنقدری که دردش نیاید فشار میدهم که آن فاصله باقی مانده را پر کنم …..

.:ادامه:.

Limit

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

سقف خانه را آبی آسمانی زدم

اما هنوز محدودم …

دکتر شریعتی

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند.

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده
یه چیز جالب !

در حال وبگردی رسیدم به این پادکست   unforgiven.cast.ir .

دیدم اسمش آشناست (دو نقطه دی)

یه هو یادم اومد که اینم ماله منه ! یادش بخیر …..

نابخشوده

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده
آدم ها می­ آیند
زندگی می­ کنند
می­ میرند
و می­ روند
اما
فاجعه­ ی زندگی تو
آن هنگام آغاز می­شود
که آدمی می­ میرد
اما
نمی رود
می ­ماند
و نبودنش در بودن تو
چنان ته­نشین می شود
که تو می­ میری در حالی که زنده ­ای
و او زنده می ­شود در حالی که مرده است +

صادق هدایت

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

نابخشوده

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

عقل هم می خندد…

به این همه رویا…!

به این همه خیال شیرین که مرا سرگرم میکند!

انیشتین

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

دو چیز بی انتهاست

حماقت انسانها و کهکشان

که در مورد دومی مطمئن نیستم !

؟؟؟

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد
 و از نو شروع کند ،
 اما همه می توانند از همین حالا
 شروع کنند وپایان تازه ای بسازند

شب

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : نابخشوده

شب
سیاه است
شب است
و نم دارد

و برف می بارد …